محمد حسينى همدانى نجفى

33

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

در آن باره تصرف نموده احاطه بيابد . و علم و احاطه ساحت ربوبى بر امور جزئيه خارجى مقدم بر آنست زيرا هر امر و موجود خارجى از هر مقوله باشد نياز بفيض وجود دارد مثلا سخن براى تحقق آن نياز بافاضه وجود دارد كه بوجود بيايد و افاضه وجود و هستى اختصاص بساحت كبريائى دارد و هم چنان كه افاضه وجود به سخن باينكه انسان بتواند سخن و نوسان هوا را ايجاد نمايد فيض وجود آن را فرا گرفته و همان فيض وجود و علم و احاطه ساحت كبريائى بر امر جزئى و سخن امر خارجى است . خلاصه علم و احاطه ساحت كبريائى بر امور جزئيه و حوادث اساس تحقق حوادث و امور خارجى است و امور جزئيه و حوادث خارجى ظهورى نازل از علم و احاطه ساحت كبريائى خواهد بود . و گفته شده كه علم بذات و صفات كبريائى عين ذات همچنين علم باشياء و حوادث از امور جزئيه و كليه از شئون علم و احاطه و از مظاهر ربوبيت ساحت كبريائى مىباشد . مفاد جمله روايت آنست كه سائل ميگويد هر چه در وهم درآيد مخلوق خواهد بود . قال ابو عبد اللَّه عليه السلام اگر چنين باشد كه ميگوئى توحيد و خداشناسى از ما ساقط خواهد بود زيرا ما تكليف نداريم جز به آن خدائى كه در وهم خود او را خيال مينمائيم ولى هر چه بوسيله حواس در وهم و خيال در آيد و درك گردد و حواس انسانى براى آن مثالى آورد مخلوق خواهد بود زيرا نفى مطلق به معناى ابطال و عدم است و اين بهره‌اى از وجود مثالى دارد .